<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>Arta Hermes</title>
	<atom:link href="http://artahermes.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://artahermes.wordpress.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 26 Jan 2012 02:53:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='artahermes.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://0.gravatar.com/blavatar/e750a76e82d59dcbf8a315a9c619c8d2?s=96&#038;d=http%3A%2F%2Fs2.wp.com%2Fi%2Fbuttonw-com.png</url>
		<title>Arta Hermes</title>
		<link>http://artahermes.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://artahermes.wordpress.com/osd.xml" title="Arta Hermes" />
	<atom:link rel='hub' href='http://artahermes.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>نگذار بمیرند!</title>
		<link>http://artahermes.wordpress.com/2011/12/04/%d9%86%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://artahermes.wordpress.com/2011/12/04/%d9%86%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Dec 2011 02:42:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes.wordpress.com/?p=2649</guid>
		<description><![CDATA[دو سال از سرکوب جنبش گذشته است و او به یاد آن روزهای پر التهاب دارد ویدیوهای یوتوب را تماشا می کند. نمی دانم فکر می کند من هرکول هستم یا رستم دستان خودمان که اشک ریزان می گوید: نگذار بمیرن! همسرم این را می گوید و چنان با عصبانیت دستش را تکان می دهد [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2649&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:150px;" dir="RTL">دو سال از سرکوب جنبش گذشته است و او به یاد آن روزهای پر التهاب دارد ویدیوهای یوتوب را تماشا می کند. نمی دانم فکر می کند من هرکول هستم یا رستم دستان خودمان که اشک ریزان می گوید: نگذار بمیرن!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;" dir="RTL">همسرم این را می گوید و چنان با عصبانیت دستش را تکان می دهد که خون از بینی این قهرمان خیالی سرازیر می شود و او بی هیچ پوزشی چنان با کینه بسته ی دستمال کاغذی را به سوی من دراز می کند که انگار من دستور کشتار را صادر کرده ام! او به ویدیو اشاره می کند و می گوید باید جلوی شان را بگیری&#8230; نباید بگذاری این عوضی ها بچه های ما را بکشند!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;" dir="RTL">با تکه ای دستمال کاغذی در بینی و کوله باری از گناهی موهوم بر دوش، رو به روی کامپیوترم می نشینم و در حالی که به سیگار پک می زنم به این فکر می کنم آیا کاری از من ساخته است؟ اما همچنان صدایش را می شنوم که می گوید:&#8221; روزهایی که درس می دادی و در بین حرف هایت دانشجوها را به اعتراض دعوت می کردی باید فکر کشته شدن شان را هم می کردی&#8230; زمانی که من سر کلاس از تو پرسیدم چاره چیست و تو جواب دادی دگرگونی باید می گفتی دگرگونی هزینه هم دارد&#8230; زمانی که از آزادی می نوشتی و مردم را برای رسیدن به آزادی تشویق می کردی باید به آنها می گفتی که ممکن است کشته شوند.&#8221; از خودم می پرسم آیا لازم بود بگویم؟ آیا خودشان نمی دانستند؟! انگار که صدای ذهنم را شنیده باشد می گوید: چرا به آنها نگفتی باید بکشند تا کشته نشوند.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;" dir="RTL">و از همین جا است که جدال من با او آغاز می شود. او به عنوان کسی که در دوران دانشجویی طعم خشونت جمهوری اسلامی را کشیده است ادعا می کند توان کشتن هر یک از این بسیجی ها یا لباس شخصی ها را دارد؛ و در برابر، من دارم تلاش می کنم او را متقاعد کنم اگرچه با خشونت از سوی آزادیخواهان مخالفتی ندارم و در ته دل از آن استقبال می کنم ولی بر این باور هستم اگر جنبش آزادیخواهی به خشونت روی بیاورد با شدت بیشتری سرکوب خواهد شد.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;" dir="RTL">او در پاسخ می گوید اگر بسیجی ها و پاسدارها بفهمند ممکن است کشته شوند جرات خشونت نخواهند داشت. برای اثبات ادعایش یک ویدیو از یوتوب را به من نشان می دهد که تظاهرکنندگان به آسانی اجازه می دهند کسی که به سوی یک جوان شلیک کرده و او را کشته است به آسانی فرار کند و آنها فقط شعار می دهند. ویدیوی دیگری را نشان می دهد که مردم دارند به پلیس کتک خورده پناه می دهند و او همانی است که تا چند دقیقه قبل همین مردم را زیر باد کتک گرفته بود! وانمود می کنم خوابیده ام. می دانم که می داند بیدارم اما تکان نمی خورم و تا خود صبح به این مساله فکر می کنم که چه کنم تا آنها نمیرند!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;" dir="RTL">باید راهی وجود داشته باشد&#8230; می دانم راهی وجود دارد!</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes.wordpress.com/2649/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes.wordpress.com/2649/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes.wordpress.com/2649/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes.wordpress.com/2649/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes.wordpress.com/2649/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes.wordpress.com/2649/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes.wordpress.com/2649/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes.wordpress.com/2649/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes.wordpress.com/2649/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes.wordpress.com/2649/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes.wordpress.com/2649/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes.wordpress.com/2649/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes.wordpress.com/2649/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes.wordpress.com/2649/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2649&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes.wordpress.com/2011/12/04/%d9%86%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=wavatar&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>گام بعدی</title>
		<link>http://artahermes.wordpress.com/2011/11/09/%da%af%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c/</link>
		<comments>http://artahermes.wordpress.com/2011/11/09/%da%af%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Nov 2011 02:24:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes.wordpress.com/?p=2617</guid>
		<description><![CDATA[هنگامی که به گذشته نگاه می کنم حس می کنم یکی از دلایلی که موجب شد جنبش آزادیخواهی دچار رکود شود و به وضعیت کنونی برسد این بود که نه تنها به مرور زمان یگانگی مان در برابر جمهوری اسلامی را از دست دادیم، بلکه فراموش کردیم برای مبارزه با رژیم راه های گوناگونی وجود [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2617&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:270px;"><span style="color:#333333;">هنگامی که به گذشته نگاه می کنم حس می کنم یکی از دلایلی که موجب شد جنبش آزادیخواهی دچار رکود شود و به وضعیت کنونی برسد این بود که نه تنها به مرور زمان یگانگی مان در برابر جمهوری اسلامی را از دست دادیم، بلکه فراموش کردیم برای مبارزه با رژیم راه های گوناگونی وجود دارد که ما فقط بعضی از آنها را آزموده ایم. از آن بدتر این که هر گاه پیشنهادی ارایه شد یا به شکلی متعصبانه به دفاع از آن پرداختیم، و یا چون به کسانی که دوست شان نداشتیم تعلق داشت بی رحمانه به آن تاختیم!</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:270px;"><span style="color:#333333;">بی تردید هنوز راه های بسیاری را نیازموده ایم و هنوز پیشنهادهای بر زبان نیامده بسیاری در ذهن های هر یک از ما وجود دارد که یا شهامت بر زبان آوردنش را نداشته ایم و یا جایی برای مطرح کردن آنها نیافته ایم. حال چه باید کرد همچنان صبر کنیم تا پیشنهادی ارایه شود و به دفاع از آن بپردازیم یا آن را مورد حمله قرار دهیم؟! پس خودمان چه&#8230; آیا خود ما در این مبارزه هیچ کاره هستیم و باید منتظر باشیم یک فرد شناخته شده پیشنهادی مطرح کند؟! آیا جنبشی که قرار است مردمی باشد نباید راه خود را از بین مردم انتخاب کند؟ اشتباه نشود&#8230; در پی نفی نیاز به وجود یک رهبر برای هماهنگ کردن فعالیت ها نیستم ولی به این نیز باور دارم که ما- به ویژه آنهایی که در داخل ایران هستند- می توانیم راهکارهایی برای گریز از این رکود بیابیم.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:270px;"><span style="color:#333333;">به دو دلیل به روی آزادیخواهان درون ایران تاکید می کنم: نخست این که دوستانی که در خارج از کشور هستند با مردم کوچه و بازار در تماس نیستند و حتا کسی مثل خود من که بیش از هفت سال از خروجش از ایران نمی گذرد با بسیاری از مسایل بیگانه شده است و دیگر آنها را درک نمی کند. دلیل دوم این است که هر پیشنهادی که به ذهن ما خارج نشینان برسد با اتهام این که &#8220;شما شرایط داخل را درک نمی کنید&#8221; مواجه شده، مورد پذیرش چندانی قرار نمی گیرد. این که آیا این اتهام درست است یا نه در حال حاضر اهمیت چندانی ندارد چرا که مساله اصلی رسیدن به یک هماهنگی چه در داخل و چه در خارج از کشور است.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:270px;"><span style="color:#333333;">اما هدف از نگارش این نوشته چیست؟ تصور کنید- نمی گویم چنین چیزی وجود دارد- فقط تصور کنید گروهی در پی بررسی پیشنهادها در جهت از رخوت به در آوردن جنبش آزادیخواهی هستند و می خواهند همه ی این پیشنهادها را به شکل یک همه پرسی اینترنتی در برابر افکار عمومی قرار دهند تا هر کدام که بیشتر مورد پذیرش قرار گرفت به شکل جدی در دستور کار جنبش قرار گیرد و همه افرادی که به هر شکل داعیه رهبری جنبش را دارند یا طرفداران شان آنها را شایسته رهبری می دانند از آن پیشنهاد حمایت کنند تا شاید دوباره به شرایطی که در سیاست آن را وضعیت انقلابی می نامند نزدیک شویم.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:270px;"><span style="color:#333333;">با توجه به آن چه گفته شد از همه ی نویسندگان وبلاگ ها، چه در داخل و چه خارج از کشور، و یا هر کسی که به گونه ای به اینترنت دسترسی دارد دعوت می کنم به بازی وبلاگی &#8220;گام بعدی&#8221; بپیوندند و بنویسند که از دید ایشان در شرایط کنونی و در آینده نزدیک چه گامی برای نزدیک شدن به روز سقوط جمهوری اسلامی می توان برداشت.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:270px;"><span style="color:#333333;">باز هم تاکید می کنم گروهی که از آن نام بردم لزوما وجود خارجی ندارد ولی کسی چه می داند&#8230; شاید هنوز باشند کسانی که خسته نشده اند و در جستجوی ایده های نو هستند!</span></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes.wordpress.com/2617/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes.wordpress.com/2617/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes.wordpress.com/2617/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes.wordpress.com/2617/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes.wordpress.com/2617/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes.wordpress.com/2617/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes.wordpress.com/2617/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes.wordpress.com/2617/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes.wordpress.com/2617/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes.wordpress.com/2617/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes.wordpress.com/2617/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes.wordpress.com/2617/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes.wordpress.com/2617/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes.wordpress.com/2617/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2617&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes.wordpress.com/2011/11/09/%da%af%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=wavatar&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>فرند فید یا انمی فید؟</title>
		<link>http://artahermes.wordpress.com/2011/10/24/%d9%81%d8%b1%d9%86%d8%af-%d9%81%db%8c%d8%af-%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d9%85%db%8c-%d9%81%db%8c%d8%af%d8%9f/</link>
		<comments>http://artahermes.wordpress.com/2011/10/24/%d9%81%d8%b1%d9%86%d8%af-%d9%81%db%8c%d8%af-%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d9%85%db%8c-%d9%81%db%8c%d8%af%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 24 Oct 2011 17:13:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes.wordpress.com/?p=2601</guid>
		<description><![CDATA[فعالیتم را که در بالاترین محدود کردم اندیشیدم شاید فرند فید بتواند جای آن رفیق چند ساله را پر کند و البته همین گونه هم شد و به آن عادت کردم. دوستان خوبی یافتم و اندک دشمنانی! اما اکنون فکر می کنم اندک اندک باید اینجا را هم ترک کنم، نه به این دلیل که [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2601&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align:justify;padding-left:330px;"><span style="color:#993300;">فعالیتم را که در بالاترین محدود کردم اندیشیدم شاید فرند فید بتواند جای آن رفیق چند ساله را پر کند و البته همین گونه هم شد و به آن عادت کردم. دوستان خوبی یافتم و اندک دشمنانی! اما اکنون فکر می کنم اندک اندک باید اینجا را هم ترک کنم، نه به این دلیل که دوستش ندارم به این دلیل که دعواهای بی دلیل خسته ام کرده اند. نمی دانم ماجرا چیست که مدام به جان همدیگر می افتیم و همدیگر را با فحش های رکیک از سر تا پا می شوییم و در آخر هم احساس پیروزی می کنیم! نمی فهمم چرا نمی توانیم در کنار هم باشیم و اگر از چیزی خوش مان نمی آید آن را نادیده بگیریم تا به هدف مان که سرنگونی جمهوری اسلامی است برسیم. جمهوری اسلامی که هیچ، کار به جایی رسیده است که نمی توانیم وجود خودمان را هم تحمل کنیم. مدام همدیگر را متهم می کنیم که وابسته به جمهوری اسلامی هستیم اگر این گونه است و جمهوری اسلامی این همه طرفدار دارد چه جای مبارزه با این رژیم پر طرفدار؟!</span></h4>
<h4 style="text-align:justify;padding-left:330px;"><span style="color:#993300;">اما همه مان می دانیم- و به روی خودمان هم نمی آوریم- که دلیل بیشتر این دعواها و دشمنی ها، خودخواهی های مان است. نمی خواهیم بپذیریم که می شود دشمن جمهوری اسلامی بود ولی دیدگاهی متفاوت داشت. می خواهیم پیش از پیروزی همه را طرفدار خودمان بکنیم- یا بدانیم- که به گاه پیروزی بتوانیم با خیالی راحت آن را به خود نسبت دهیم! خسته شدم از بس شنیدم این ارزشی است، آن بسیچی است. برای من ارزشی کسی است نمی گذارد دوستی مان و اتحادمان بر علیه رژیم ادامه پیدا کند. همه ی ما در روزهایی که مردم درون ایران بر علیه دیکتاتوری فریاد می زدند و خیابان ها را می لرزاندند یا در کنارشان بودیم و یا در خارج از کشور به خودمان افتخار می کردیم که چنین مردمانی داریم اما حالا همه ی آن مردم را ترسو می دانیم و خودمان را که به پشت کامپیوترهای مان پناه برده ایم مبارز می دانیم. باید به خودمان نهیب بزنیم که ما را چه شده است! باید از شرم در هزاران پستو پنهان شویم که جنبش آزادیخواهی را با این خط کشی ها به نابودی کشانده ایم. با تعارض فکری و بحث در مورد عملکرد دیگر گروه های مخالف رژیم مشکلی ندارم، این موضوع من را دیوانه می کند که داریم بین خودمان دشمنی ایجاد می کنیم. برای من هرکسی با هر عقیده ای که علیه جمهوری اسلامی موضع بگیرد قابل احترام است. برای من جمهوری خواه یا سلطنت طلب به یک اندازه احترام دارند حتا اگر خودم با هر دو مخالف باشم و در گفتگوهای دوستانه و یا در مینیمال هایم سر به سرشان بگذارم!</span></h4>
<h4 style="text-align:justify;padding-left:330px;"><span style="color:#993300;">زمان به سرعت دارد می گذرد ولی ما در این توهم هستیم که تا ابد برای پیروزی بر رژیم وقت داریم! زمانی نمانده است ما برای نوادگان مان نمی جنگیم و یا اگر برای آنها هم می جنگیم باید خودمان هم آزادی را بچشیم و از آن در کشور خودمان لذت ببریم. پیر می شویم بی آن که بفهمیم. نخستین بار که شعاری را بر علیه رژیم روی دیوار نوشتم یک نوجوان سیزده ساله بودم که می پنداشتم همان شعار- که دست بر قضا برای سال ها روی آن دیوار ماند و کسی نتوانست آن را پاک کند- می تواند جمهوری اسلامی را سرنگون کند! اما اکنون سی سال گذشته است و هنوز اتفاقی رخ نداده است! فکر می کنید همیشه جوان خواهید ماند و زمان خواهید داشت؟! فکر می کنید کسی برای شما استثنا قایل می شود و اجازه می دهد بعد از این دعواهای بی دلیل و خودخواهانه سراغ رژیم بروید؟! فکر می کنید شاید رژیم خودش دست از جنایت برخواهد داشت و از شما تقاضا خواهد کرد که دوستان و همفکران تان را بیاورید و جای او را بگیرید؟! نه&#8230; خودت هم می دانی که چنین نیست&#8230; خودت هم می دانی که باید کاری کرد و باز خودت می دانی با این دشمنی ها به جایی نخواهیم رسید. اکنون زمان سرنگونی رژیم است؛ پس از پیروزی، در یک انتخابات آزاد با وجود احزاب سیاسی مختلف سرنوشت کشور را روشن خواهیم کرد. این است آزادی&#8230; از این نترس که شاید اندیشه ای که خودت را به آن متصل می دانی نتواند به پیروزی رسد&#8230; مهم این است که پس از پیروزی بتوانی احساس کنی آزاد هستی و اگرچه سیستم سیاسی ای که تو دوست داشته ای روی کار نیامده است ولی در همین شرایط نیز کسی تو را به خاطر باورهایت به زندان نخواند افکند و به دست دژخیم نخواهد سپرد!</span></h4>
<h4 style="text-align:justify;padding-left:330px;"><span style="color:#993300;">در این سال ها چه در بالاترین و چه در فرند فید انسان هایی را یافته ام که می دانم هدف شان سرنگونی رژيم و به ارمغان آوردن آزادی های فردی است. خودم را یکی از آنها می دانم و می دانم تو هم یکی از همان ها هستی اما ای کاش خودت را باور می کردی!</span></h4>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes.wordpress.com/2601/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes.wordpress.com/2601/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes.wordpress.com/2601/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes.wordpress.com/2601/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes.wordpress.com/2601/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes.wordpress.com/2601/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes.wordpress.com/2601/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes.wordpress.com/2601/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes.wordpress.com/2601/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes.wordpress.com/2601/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes.wordpress.com/2601/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes.wordpress.com/2601/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes.wordpress.com/2601/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes.wordpress.com/2601/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2601&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes.wordpress.com/2011/10/24/%d9%81%d8%b1%d9%86%d8%af-%d9%81%db%8c%d8%af-%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d9%85%db%8c-%d9%81%db%8c%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=wavatar&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>آمنه</title>
		<link>http://artahermes.wordpress.com/2011/07/31/%d8%a2%d9%85%d9%86%d9%87/</link>
		<comments>http://artahermes.wordpress.com/2011/07/31/%d8%a2%d9%85%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 31 Jul 2011 12:50:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[قصاص]]></category>
		<category><![CDATA[آمنه بهرامی، قصاص]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes.wordpress.com/?p=2582</guid>
		<description><![CDATA[ماجرای آمنه را که خواندم گفتم رضایت نمی دهد. به همین سادگی پرونده را برای خودم بستم و دیگر پی گیر آن نشدم تا این که امروز صبح بین- خواب و بیداری- خبری دیدم که خواب از سرم پراند: آمنه از قصاص صرف نظر کرد! باورم نمی شد&#8230; مگر امکان دارد کسی بتواند از انتقام [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2582&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">ماجرای آمنه را که خواندم گفتم رضایت نمی دهد. به همین سادگی پرونده را برای خودم بستم و دیگر پی گیر آن نشدم تا این که امروز صبح بین- خواب و بیداری- خبری دیدم که خواب از سرم پراند: آمنه از قصاص صرف نظر کرد! باورم نمی شد&#8230; مگر امکان دارد کسی بتواند از انتقام چشم بپوشد؟ مگر کسی می تواند بگوید نمی خواهم فردی که من را کور و زشت کرده است همچون من شود؟!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">نمی دانم اگر این بلا سر خود من آمده بود واکنشم چه بود و در پایان تصمیم به قصاص می گرفتم یا نه! نمی داتم خود من که با مجازات اسلامی مخالف هستم آیا می توانستم از این فرصت پیش آمده برای انتقام گیری چشم بپوشم؟ نمی دانم انگیزه ی آمنه چه بوده ولی تفاوتی هم نمی کند مهم این است که این حادثه نشان می دهد قصاص که برآمده از خوی یک انسان بدوی است در دوران نو کارکردی ندارد و اگر گاهی از آن استقبال می شود دلیلش این است که قانون برآمده از اسلام هیچ گزینه دبگری برای قربانی باقی نگذاشته است و او مجبور است یا آزادی مجرم را بپذیرد یا مقابله به مثل را.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">در حقیقت قانون مجازات اسلامی بر این باور بنا شده است که حکومت می تواند با قلقلک دادن غریزه ی انتقام جویی که در هر فرد موجود است شخص خطاکار را در برابر قربانی قرار دهد و خود از عواقب آن در امان باشد و از سوی دیگر از آن به عنوان اهرمی برای جلوگیری از چنین اتفاقاتی در آینده استفاده کند زیرا باور بر این است که قصاص می تواند درس عبرت خشنی برای دیگران باشد!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">آیا چنین است؟ گمان نمی کنم این گونه باشد زیرا تازه مدت کوتاهی است که در سراسر جهان مجازات های وحشیانه برچیده شده است و اگر بنا بود جنایت با اعمال چنین مجازات هایی متوقف شود دیگر نشانی از جنایت وجود نداشت! جنایت همیشه وجود داشته و خواهد داشت ولی دست کم می توان مجازات را به شکلی انسانی برگزید تا دست کم خود حکومت در دام وحشیگری اسیر نشود و آن را به جامعه منتقل نکند!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">آمنه سپاسگزارم و من را به خاطر پیش داوری ام ببخش!</p>
<br /> Tagged: <a href='http://artahermes.wordpress.com/tag/%d9%82%d8%b5%d8%a7%d8%b5/'>قصاص</a>, <a href='http://artahermes.wordpress.com/tag/%d8%a2%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%8c-%d9%82%d8%b5%d8%a7%d8%b5/'>آمنه بهرامی، قصاص</a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes.wordpress.com/2582/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes.wordpress.com/2582/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes.wordpress.com/2582/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes.wordpress.com/2582/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes.wordpress.com/2582/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes.wordpress.com/2582/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes.wordpress.com/2582/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes.wordpress.com/2582/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes.wordpress.com/2582/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes.wordpress.com/2582/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes.wordpress.com/2582/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes.wordpress.com/2582/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes.wordpress.com/2582/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes.wordpress.com/2582/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2582&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes.wordpress.com/2011/07/31/%d8%a2%d9%85%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=wavatar&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>دگردیسی</title>
		<link>http://artahermes.wordpress.com/2011/07/23/%d8%af%da%af%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%b3%db%8c/</link>
		<comments>http://artahermes.wordpress.com/2011/07/23/%d8%af%da%af%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%b3%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 24 Jul 2011 01:09:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes.wordpress.com/?p=2574</guid>
		<description><![CDATA[روزهایی در زندگی هست که با قلب و دستی شکسته در حالی که اشک بر گوشه چشم داری به خودت می گویی گور پدر آزادی اگر تسلیم شده بودم الان&#8230; بعد حرفت را می خوری و دست شکسته ولی گچ نگرفته ات را گاز می گیری تا از شدت درد جمله ات را به پایان [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2574&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:180px;">روزهایی در زندگی هست که با قلب و دستی شکسته در حالی که اشک بر گوشه چشم داری به خودت می گویی گور پدر آزادی اگر تسلیم شده بودم الان&#8230; بعد حرفت را می خوری و دست شکسته ولی گچ نگرفته ات را گاز می گیری تا از شدت درد جمله ات را به پایان نبری. اکنون به محل کار رسیده ای و باید مواظب باشی کسی نفهمد دیروز هنگام کار دستت آسیب دیده است. به ساعت های کار بیشتری نیاز داری برای تامین هزینه زندگی!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:180px;">به خانه که می رسی دستت را می بوسی که تو را شرمنده نکرده است. به همسرت که از تو می خواهد به بیمارستان بروی می خندی و می گویی همه چیز رو به راه است!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:180px;">کمی ودکا و چند مسکن&#8230; عمله ی روز به روشنفکر شب تبدیل می شود!</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes.wordpress.com/2574/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes.wordpress.com/2574/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes.wordpress.com/2574/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes.wordpress.com/2574/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes.wordpress.com/2574/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes.wordpress.com/2574/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes.wordpress.com/2574/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes.wordpress.com/2574/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes.wordpress.com/2574/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes.wordpress.com/2574/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes.wordpress.com/2574/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes.wordpress.com/2574/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes.wordpress.com/2574/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes.wordpress.com/2574/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2574&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes.wordpress.com/2011/07/23/%d8%af%da%af%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=wavatar&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>عروسی به سبک پست مدرن!</title>
		<link>http://artahermes.wordpress.com/2011/07/03/%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86/</link>
		<comments>http://artahermes.wordpress.com/2011/07/03/%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 03 Jul 2011 14:46:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[یاد داشت های روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes.wordpress.com/?p=2550</guid>
		<description><![CDATA[دیروز در مرکز واشینگتن داشتم رانندگی می کردم که صدای طبل و نقاره شنیدم. اول فکر کردم باز این آفزیقایی تبارها بساط راه انداخته اند اما نوع موسیقی برایم آشنا بود. کمی جلوتر که رفتم چیزی دیدم که هرگز فکر نمی کردم روزی در پایتخت آمریکا شاهد آن باشم: یک عروسی به سبک هندی ها! [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2550&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="padding-left:180px;text-align:justify;">دیروز در مرکز واشینگتن داشتم رانندگی می کردم که صدای طبل و نقاره شنیدم. اول فکر کردم باز این آفزیقایی تبارها بساط راه انداخته اند اما نوع موسیقی برایم آشنا بود. کمی جلوتر که رفتم چیزی دیدم که هرگز فکر نمی کردم روزی در پایتخت آمریکا شاهد آن باشم: یک عروسی به سبک هندی ها! نزدیک به چهل یا پنجاه نفر زن و مرد آمریکایی و هندی توی پیاده رو داشتند راه می رفتند در حالی که مردها همه کت و شلوار رسمی به تن داشتند ولی بیشتر زن ها- حتا زن های آمریکایی- پوششی شبیه هندی ها داشتند. در جلوی آنها عده ای در حال نواختن موسیقی بودند و داماد که هندی بود با لباس سنتی سوار بر چیزی بود که نخست از دور پنداشتم فیل است- ولی بعدا متوجه شدم یک اسب است! ماشین را در سمت چپ خیابان پارک کرده بودم و داشتم تماشای شان می کردم که یک پلیس از راه رسید و مانع فضولی ام شد و مجبورم کرد پیش از جریمه شدن حرکت کنم به همین دلیل نه توانستم عکسی بیاندازم و نه عروس خانم را زیارت کردم که شاید دهانه ی اسب در دست او بود!</p>
<p style="padding-left:180px;text-align:justify;">به هر حال برایم بسیار جالب بود حتا اگر از هر چیز سنتی متنفر باشم! از همه جالب تر چهره ی آمریکایی ها بود که همه خوشحال به نظر می رسیدند ولی نوعی شگفتی را هم در صورت شان می شد تشخیص داد!</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes.wordpress.com/2550/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes.wordpress.com/2550/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes.wordpress.com/2550/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes.wordpress.com/2550/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes.wordpress.com/2550/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes.wordpress.com/2550/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes.wordpress.com/2550/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes.wordpress.com/2550/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes.wordpress.com/2550/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes.wordpress.com/2550/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes.wordpress.com/2550/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes.wordpress.com/2550/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes.wordpress.com/2550/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes.wordpress.com/2550/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2550&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes.wordpress.com/2011/07/03/%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=wavatar&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>شاید&#8230;</title>
		<link>http://artahermes.wordpress.com/2011/07/01/%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%af/</link>
		<comments>http://artahermes.wordpress.com/2011/07/01/%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 01 Jul 2011 21:37:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes.wordpress.com/?p=2546</guid>
		<description><![CDATA[شاید یک روز داستان این روزهای خودم را نوشتم&#8230; شاید نوشتم چه دارد بر من می گذرد و من با لبخندی دروغین وانمود می کنم فقط خسته ام. خستگی بخشی از دنیای من است&#8230; خستگی بهترین و زیباترین بخش زندگی ام است. اما هنوز امید دارم&#8230; هنوز می توانم بجنگم و تسلیم نمی شوم. اگر [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2546&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:210px;">شاید یک روز داستان این روزهای خودم را نوشتم&#8230; شاید نوشتم چه دارد بر من می گذرد و من با لبخندی دروغین وانمود می کنم فقط خسته ام. خستگی بخشی از دنیای من است&#8230; خستگی بهترین و زیباترین بخش زندگی ام است. اما هنوز امید دارم&#8230; هنوز می توانم بجنگم و تسلیم نمی شوم. اگر شدم هم که به درک!</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes.wordpress.com/2546/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes.wordpress.com/2546/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes.wordpress.com/2546/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes.wordpress.com/2546/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes.wordpress.com/2546/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes.wordpress.com/2546/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes.wordpress.com/2546/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes.wordpress.com/2546/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes.wordpress.com/2546/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes.wordpress.com/2546/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes.wordpress.com/2546/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes.wordpress.com/2546/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes.wordpress.com/2546/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes.wordpress.com/2546/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2546&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes.wordpress.com/2011/07/01/%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=wavatar&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>بن بست</title>
		<link>http://artahermes.wordpress.com/2011/07/01/%d8%a8%d9%86-%d8%a8%d8%b3%d8%aa/</link>
		<comments>http://artahermes.wordpress.com/2011/07/01/%d8%a8%d9%86-%d8%a8%d8%b3%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 01 Jul 2011 07:47:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes.wordpress.com/?p=2542</guid>
		<description><![CDATA[دارم کارهای ناتمام را به پایان می رسانم. از همه سو زیر فشار هستم و نمی دانم چقدر می توانم دوام بیاورم و باز نمی دانم کی اوضاع بهتر می شود. دارم تلاش خودم را می کنم ولی خیلی خسته ام. تقریبا دیگر با اینترنت کاری ندارم و بیشتر وقتم را برای تایپ کردن داستان [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2542&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:180px;">دارم کارهای ناتمام را به پایان می رسانم. از همه سو زیر فشار هستم و نمی دانم چقدر می توانم دوام بیاورم و باز نمی دانم کی اوضاع بهتر می شود. دارم تلاش خودم را می کنم ولی خیلی خسته ام. تقریبا دیگر با اینترنت کاری ندارم و بیشتر وقتم را برای تایپ کردن داستان های تایپ نشده گذاشته ام. همه ی وبلاگ ها را بسته ام و این را هم تا چند روز دیگر خواهم بست. دیگر نه مسوولیتی حس می کنم و نه وقتم را هدر می دهم. زمانی فکر می کردم با خودکشی همه چیز حل می شود ولی بعد از ماجرای دو ماه پیش حتا به آن هم امید ندارم&#8230; همیشه یک مانعی هست&#8230;  بن بست یعنی همین!</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes.wordpress.com/2542/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes.wordpress.com/2542/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes.wordpress.com/2542/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes.wordpress.com/2542/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes.wordpress.com/2542/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes.wordpress.com/2542/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes.wordpress.com/2542/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes.wordpress.com/2542/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes.wordpress.com/2542/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes.wordpress.com/2542/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes.wordpress.com/2542/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes.wordpress.com/2542/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes.wordpress.com/2542/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes.wordpress.com/2542/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2542&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes.wordpress.com/2011/07/01/%d8%a8%d9%86-%d8%a8%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=wavatar&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>اگر خامنه ای نبود!</title>
		<link>http://artahermes.wordpress.com/2011/06/26/%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af/</link>
		<comments>http://artahermes.wordpress.com/2011/06/26/%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 26 Jun 2011 15:40:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes.wordpress.com/?p=2530</guid>
		<description><![CDATA[گاهی از خودم می پرسم اگر خامنه ای نبود من الان چه وضعیتی داشتم، کجا بودم و چه می کردم. بی تردید وقتی این پرسش را از خودم می کنم منظورم از خامنه ای، فقط خود خامنه ای نیست و دارم به کل نظام جمهوری اسلامی می اندیشم که اکنون خامنه ای نماد آن به [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2530&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:180px;">گاهی از خودم می پرسم اگر خامنه ای نبود من الان چه وضعیتی داشتم، کجا بودم و چه می کردم. بی تردید وقتی این پرسش را از خودم می کنم منظورم از خامنه ای، فقط خود خامنه ای نیست و دارم به کل نظام جمهوری اسلامی می اندیشم که اکنون خامنه ای نماد آن به شمار می آید؛ همان گونه که زمانی روح الـله خمینی مظهر جمهوری اسلامی بود و با مرگ او ژن های آدم کشی از طریق یک وصیت نامه ی آلوده، به علی خامنه ای منتقل شد!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:180px;">به راستی اگر خامنه ای نبود من کی بودم&#8230; کجا بودم؟ گاهی فکر می کنم اگر او نبود من در ایرانی آزاد به سر می بردم؛ ایرانی که می شد در آن نفس کشید، امید داشت و به معنای واقعی کلمه زنده بود&#8230; ولی اکنون در این سر دیگر دنیا نشسته ام و روزی نیست که با شنیدن خبرهای ایران در شوک فرو نروم و از خود نپرسم یعنی این کشوری است که من می شناختم؟! آخر چگونه می توانم چیزهایی را که می بینم یا می شنوم باور کنم؟ آخر مگر ممکن است در ایران من چنین جنایاتی اتفاق افتد؟ آخر مگر ممکن است در کشوری که توان ساختن خانه برای بیگانگان را دارد شماری از مردم قدرت خریدن غذای بخور و نمیرشان، نان، را هم نداشته باشند؟! آخر مگر می شود در کشوری که ادعای چند هزار سال تاریخ را یدک می کشد و مدعی مالکیت فرهنگی پربار است نویسندگان و هنرمندان را یا از دم تیغ بگذرانند یا ناچار به تبعید خودخواسته نمایند؟ مگر می شود در ایرانی که قدمتی به اندازه تاریخ دارد ایرانی بودن جرم به شمار بیاید و میهن پرستی کفر؟ مگر می شود یک شبه روی تاریخ خط کشید تا آن را از ذهن ها زدود؟!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:180px;">اگر خامنه ای نبود من در خاک خودم بودم، خاکی که مدام شخم می خورد ولی بذری جز مرگ و فقر و ترس در آن کاشته نمی شود. اگر خامنه ای نبود می شد به گونه ای آن خاک را بارور کرد تا میوه هایش لبخند واقعی را بر لبان مردمان سرزمینم بیاورد.  اگر خامنه ای نبود تا به زور سرنیزه دژخیمانش مردم را در انقیاد نگه دارد می شد کشوری داشت که در آن هم رای انسان ها با هم برابر بود و هم مسوولیت شان در برابر قانون. چه می گویم&#8230; اگر خامنه ای نبود قانون چیزی بود فراتر از خواست و اراده ی یک فرد یا گروه&#8230; اگر خامنه ای نبود قانون از تفکر و وجدان انسان آزاد بر می آمد نه از خودشیرینی های مشتی بزدل که خود را نماینده ی مردم می دانند!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:180px;">اگر خامنه ای نبود می توانستم یک نویسنده تمام وقت باشم و یک مدرس پاره وقت. می توانستم داستان هایم را در سرزمین خودم و به زبان خودم منتشر کنم و با دانشجویانم بر سر این که چگونه باید از آزادی پاسداری کرد بحث نمایم.اگر خامنه ای نبود، اگر جمهوری اسلامی نبود، من هم می توانستم بخندم&#8230; می توانستم شاد بودن را بیاموزم&#8230; می توانستم به زندگی امید داشته باشم!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:180px;">اگر خامنه ای نبود تو چه می کردی یا زندگی ات چگونه بود؟ این آغازی است برای یک بازی وبلاگی به نام &#8221; اگر خامنه ای نبود&#8221; که از تمام دوستان وبلاگ نویسم دعوت می کنم به آن بپیوندند تا شاید آن اتفاقی که سال ها است منتظرش هستیم رخ دهد و سکوتی که دوباره برقرار شده است بشکند!</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes.wordpress.com/2530/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes.wordpress.com/2530/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes.wordpress.com/2530/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes.wordpress.com/2530/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes.wordpress.com/2530/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes.wordpress.com/2530/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes.wordpress.com/2530/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes.wordpress.com/2530/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes.wordpress.com/2530/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes.wordpress.com/2530/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes.wordpress.com/2530/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes.wordpress.com/2530/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes.wordpress.com/2530/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes.wordpress.com/2530/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2530&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes.wordpress.com/2011/06/26/%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=wavatar&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>جناب خاتمی آشتی ای در کار نیست!</title>
		<link>http://artahermes.wordpress.com/2011/05/17/%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%d8%a2%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/</link>
		<comments>http://artahermes.wordpress.com/2011/05/17/%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%d8%a2%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 May 2011 06:39:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[یاد داشت های روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes.wordpress.com/?p=2498</guid>
		<description><![CDATA[جناب آقای خاتمی، آن زمان که عنوان ریاست جهوری را یدک می کشیدید و باید از زبان مردم سخن می گفتید، سکوت کردید و اجازه دادید هر چه که می خواهند با آزادیخواهان بکنند؛ چه شده است امروز که دیگر مسوولیت و قدرتی ندارید زبان مردم شده اید و می گویید ظلمی را که به [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2498&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:180px;">جناب آقای خاتمی، آن زمان که عنوان ریاست جهوری را یدک می کشیدید و باید از زبان مردم سخن می گفتید، سکوت کردید و اجازه دادید هر چه که می خواهند با آزادیخواهان بکنند؛ چه شده است امروز که دیگر مسوولیت و قدرتی ندارید زبان مردم شده اید و می گویید ظلمی را که به آنان شده است خواهند بخشید؟ شوخی می کنید یا مثلا می خواهید ریش سفیدی کنید؟ ظلم؟ همین؟ کسی کشته نشده است؟ کسی مورد شکنجه و تجاوز قرار نگرفته است؟ نکند فکر می کنید وسط بازی فوتبال  شیشه خانه کسی با توپ شکسته است  و می شود با غرامت یا عذر خواهی مساله را حل کرد؟! ما داریم از کشته شدن انسان ها به دست جمهوری اسلامی و رهبرش حرف می زنیم  و شما همچنان به فکر حفظ نظام و آرمان های آیت الـله خمینی ای هستید که در جنایت، استاد آیت الـله خامنه ای بود؟!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:180px;">به راستی شما همچنان دارید از دوران طلایی خمینی حرف می زنید؟! حتا اگر تمام احترامی را که روزی برای شما قایل بوده ام به کار گیرم نمی توانم ننویسم که باید شرم کنید از همین مردم و همین آزادیخواهان. یعنی این مردم که چنین بی گناه، و برای رسیدن به مردم سالاری، به مسلخ رفتند اکنون باید از قصاب خویش پوزش بخواهند؟! شما از انحصار طلبی سخن می گویید و آن گاه انحصار طلبانه آزادی را آن گونه که خود می خواهید تفسیر می کنید؟! اصلا منظور شما از ولنگاری چیست که می گویید مردم ولنگاری نمی خواهند؟ شاید بخواهند شما از کجا می دانید؟ چه کسی به شما این اجازه را داده است که آزادی را این گونه تاویل کنید؟ چه کسی به شما اجازه داده آزادی را در حوزه دین محصور کنید؟ دو سال پیش در <span style="color:#0000ff;"><a title="من، ودکا و خاتمی" href="http://artahermes.wordpress.com/2008/11/28/%D9%85%D9%86-%D8%8C-%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7-%D8%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C/"><span style="color:#0000ff;">نوشته ای از شما خواهش کرده بودم</span></a></span> دیگر وارد عرصه سیاست نشوید و به احترام تان &#8220;می&#8221; را نثار خاک کرده بودم، ولی اکنون نه می در کار است و نه خواهش&#8230; به شما هشدار می دهم اجازه ندارید پا بر خون کشته شدگان راه آزادی بگذارید و برای زنده نگاه داشتن نظامی که پایه هاش بر خون دلمه بسته مردم ایران استوار است دم از آشتی بزنید.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:180px;">آشتی ای در کار نیست زیرا نه می بخشم و نه فراموش می کنم!</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes.wordpress.com/2498/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes.wordpress.com/2498/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes.wordpress.com/2498/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes.wordpress.com/2498/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes.wordpress.com/2498/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes.wordpress.com/2498/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes.wordpress.com/2498/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes.wordpress.com/2498/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes.wordpress.com/2498/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes.wordpress.com/2498/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes.wordpress.com/2498/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes.wordpress.com/2498/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes.wordpress.com/2498/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes.wordpress.com/2498/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes.wordpress.com&amp;blog=5178092&amp;post=2498&amp;subd=artahermes&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes.wordpress.com/2011/05/17/%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%d8%a2%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>16</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=wavatar&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
